صیغه یاب

صیغه یاب

در مورد صیغه یاب چنین آمده است: طرفین ازدواج می‌توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن صیغه یاب عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند، مثلا اینکه شرط شود هرگاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترک انفاق نماید یا برعلیه حیات زن سو قصد کند یا سو رفتاری نماید که زندگانی آنها با یکدیگر غیر قابل تحمل شود زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که صیغه یابی مشهد پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهایی خود را مطلقه سازد.

صیغه یاب – صیغه
صیغه یاب
صیغه یابی
چند همسری، واقعیت تلخ زندگی بخشی از زنان ماست، صیغه یاب به عنوان حقی که قانون و عرف در اختیار مردان قرار داده است موضوع صیغه یاب دادرسی پرونده های بسیاری است که پیامدهای آن برای زندگی زنان و نهاد خانواده را می توان به سادگی یک حضور کوتاه در دفاتر وکالت یا دادگاه های خانواده به وضوح دید. در مورد صیغه یاب چنین آمده است: طرفین ازدواج می توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن صیغه یاب عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند، مثلا اینکه شرط شود هرگاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترک انفاق نماید یا برعلیه حیات زن سوء قصد کند یا سوء رفتاری نماید که زندگانی آنها با یکدیگر غیر قابل تحمل شود زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که صیغه یابی مشهد پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهایی خود را مطلقه سازد.
این قانون که لغو آن یکی از مطالبات کمپین یک میلیون امضا و جنبش برابری خواه زنان در ایران است به دفعات مورد نقد و بررسی قرار گرفته است و در لا به لای پرونده های ثبت شده در دادگاه ها می توان موارد روشن نابرابری زن و مرد در پیشگاه قانون را به وضوح دید. بررسی پیامدها و روند حقوقی این صیغه یاب قانون از ورای موارد حقوقی ثبت شده در دفتر وکالت زهره ارزنی، وکیل دادگستری، موضوع گفتگویی است که پیش رو دارید.

به رغم آن که تک همسری طبیعی ترین شکل زندگی زناشویی است قانون مدنی ایران به صراحت حق چند همسری برای مردان قائل شده است و از این طریق عبارت کلیشه ای “چهار زن عقدی و بی نهایت زن صیغه ای” را رسماً عینیت بخشیده است. در پرونده هایی که به شما ارجاع می شود چقدر با این مسئله مواجه بوده اید که زنان از چند همسری مردان شان و مشکلات حقوقی که به تبع آن برای شان ایجاد می شود شاکی باشند؟

صیغه یابی تلگرام
همین امروز خانم مسنی برای مشاوره در مورد پرونده اش به دفترم مراجعه کرد و در همین رابطه ( صیغه یاب) کمک می خواست. این خانم چند سال از همسرش بزرگتر بوده و مرد قبلا یک زن و دو بچه و این خانم هم یک دختر و یک پسر داشته اند. مرد زن اول را طلاق می دهد و زن دوم می گیرد بعد از مدتی دوباره زن سوم را می گیرد و باز صاحب یک دختر و یک پسر می شود و باز بعد از مدتی زن سوم را طلاق می دهد و با زنی ازدواج می کند که بیست و چند سال از او کوچکتر است و با او زندگی می کند. یعنی در حال حاضر زن دوم و زن چهارم را همزمان دارد. این خانم که همسر صیغه یاب دوم بود می گفت: «من خیاطی کردم و دو دستگاه خانه داشتم. این مرد آه در بساط نداشت و به خاطر مسائل مالی زندانی شده بود. صیغه یابی در قم من خانه هایم را فروختم و او را از زندان آزاد کردم بعد هم خیاطی کردم که بخشی از مخارج زندگی را تامین کنم.» حدود سال سی و هشت ازدواج آنان ثبت شده و بر اساس مدارکی که همراه آورده بود این زن در سال چهل و پنج آموزشگاه خیاطی و درآمدی بیش از مرد داشته است. این زن می گفت: «تمام درآمدم در اختیار مرد بود، هم برای گذران زندگی و هم هر کار دیگری که پیش می آمد. بعد از مدتی نمایشگاه اتومبیل خرید که بخشی از پول آن را من پرداخت کردم و یک خانه هم در فرمانیه داریم که در حال حاضر در آن ساکن هستم. اما همه چیز به نام شوهرم است و حالا من می خواهم بدانم که حق و حقوقم چه می شود؟» این زن حالا به فکر حق و حقوق خودش افتاده بود. من به او گفتم صیغه یاب طلاق نگیری بهتر است، چون چیزی به نام تو نیست و همان حق و حقوق اندک را به تو می دهند.

این زن در حال حاضر در خانه ای در فرمانیه زندگی می کند و زن چهارم در شیراز است. خانه فرمانیه سه طبقه است و مساحت هر طبقه دویست و پنجاه متر است. حالا شوهر آمده و می گوید می خواهد زن چهارم را هم به این خانه بیاورد و در یکی از همین طبقات اسکان داشته باشند. بهانه اش تنها زندگی کردن این دو زن است و می گوید هر دوی شما تنها هستید. اگر یک جا زندگی کنید صیغه یاب من هم خیالم راحت می شود که دیگر تنها نیستید و از نگرانی هر دوی شما در می آیم. زن دوم در جواب این حرف همسرش داد و بیداد راه انداخته است. ناراضی بود و می گفت حتی هزینه های زندگی من را هم نمی دهد. در ظاهر این مرد دو ماه با همسر چهارم زندگی می کند و بعد از مدتی صیغه یاب که با او دعوایش می شود به خانه همسر دوم می آید و دو باره دو ماه با این زندگی می کند و دوباره دعواشان می شود و می رود شیراز. یعنی روابط عادی با همسرانش ندارد و همیشه وقتی پیش همسر دوم است که با همسر چهارمش دعوا داشته باشد یا بالعکس. البته این آقا خیالش راحت است چون هر وقت با هر یک از زن هایش دعوا کند جایی دارد که برود.

صیغه یاب
آیا زن چهارم با آگاهی از این که مرد متاهل است با او ازدواج کرده؟ بله. زن چهارم اول صیغه بوده و بعد از مدتی عقد کرده اند و طبق گفته ی زن، با وجود تمکن مالی از اموالش حتی چیزی را به نام فرزندانش ثبت نکرده است، و خانم می گفت که من هم به دلیل کهولت سن دیگر قادر به کار کردن نیستم و هزینه های زندگی ام را پسرم که در انگلیس زندگی می کند می پردازد. صیغه یاب زن در حال حاضر هیچ چیز ندارد، خانه ای را که داشته فروخته و پولش را به مرد داده و متاسفانه تمام پولی که در آن زمان پرداخت کرده قرض محسوب می شود و عین آن را می تواند در صورت توان اثبات ماجرا بگیرد نه آنچه بر ارزش این پول در این مدت افزوده شده. مگر این که از این دارایی چیزی به نامش ثبت شده باشد. این خانم خودش به هر حال زن دوم بوده و می گوید بچه های همسر اول را بزرگ کرده و سرانجام داده. اما در حالی با او ازدواج کرده که مرد متاهل بوده است. یک سری از مدارکی را که داشت به من داد. ظاهرا سال 66 دادخواست طلاق داده. لایحه صیغه یاب شوهرش را مطالعه کردم و دیدم که این خانم سال 38 که با آقا ازدواج کرده خودش بیوه بوده، اما بچه نداشته و با علم به تاهل مرد همسرش شده است.

پس به شکلی این مسئله علاوه بر این که حق و حقوق قانونی در اختیار مردان قرار می دهد که بتوانند چند همسر در آن واحد اختیار کنند متوجه زن هایی هم هست که آگاهانه یا نااگاهانه به هر دلیل اعم از تکیه بر توان اقتصادی مرد یا هر دلبل دیگری همسر دوم می شوند. یعنی مسئله ای دو سویه است که در هر حال حق و حقوق زن است که ضایع می شود…

در ازدواج مجدد زن همیشه یک طرف ماجرا است. ما نمی توانیم به صرف بحث های تئوریک، که این تفکر مرد سالار وجود دارد، مسائل را تک بعدی ببینیم. گاهی زن دوم صیغه یاب هیچ اطلاعی ندارد و بعد از ازدواج یا بچه دار شدن متوجه می شود. این زن به دلیل بی اطلاعی به نوعی قربانی است. در این مواقع مردها به خاطر پنهان کاری با سوء استفاده از نا آگاهی زن شناسنامه المثنی می گیرند و نام زن اول را در شناسنامه ی دوم ثبت نمی کنند و به عنوان مرد مجرد همسر دیگری اختیار می کنند. در مواردی هم زنان صیغه یاب آگاهانه تن به ازدواج مجدد می دهند که آن هم دلایل گوناگونی دارد.

صیغه یاب رایگان تلگرام
چطور می شود که وقتی می خواهند شناسنامه المثنی بگیرند اسم زن اول از شناسنامه حذف می شود؟ هیچ مکانیزمی در این باره وجود ندارد که از مراجع قانونی استعلام شود؟ قبلا دفتر ازدواج باید این ازدواج ها را به اداره ثبت احوال اعلام می کرد و شاید به دلیل بوروکراسی و سیستم ثبت دستی کارمندان اطلاعات کامل را در اظهار نامه ی مرد ثبت نمی کردند. بنابراین کسی خبردار نمی شد. اما، از زمانی که کار رایانه ای شده، خب این مراحل تغییر کرده، بانک اطلاعاتی افراد به روز شده و می توان با استعلام جواب گرفت.

در صورتی که مکانیزم ثبت ازدواج ناقص انجام نشود و در بانک اطلاعاتی اطلاعات اشخاص کامل وارد شود و به روز باشد، آیا زنان می توانند با استعلام متوجه وضعیت تاهل مرد شوند؟ این در صورتی است که زنان مطلع باشند که چنین کاری می توانند بکنند. شاید هم زن آگاهی نداشته باشد که می تواند چنین کاری انجام دهد. اما موضوع دیگر صیغه یاب آن است که بعضی از زنان با علم به این نکته ازدواج می کنند، ما به صرف تفکر مرد سالار حاکم نمی توانیم به هر دلیلی مسئولیت را از زنان سلب کنیم. چرا که تصمیم این زنان هم در دوام صیغه یاب موثر است. گرچه در این صورت هم مرد است که در مقابل زن دیگری تعهد و مسئولیت داشته و صیغه یاب این مسئولیت را نقض کرده و به سمت زن دیگری کشیده شده و قانون هم این اختیار را به او داده و زن دوم نقشی به لحاظ حقوقی ندارد، اما بی تاثیر در ایجاد این بحران نیست. طرف قرارداد به نوعی خود زن است که به همنوع خودش و زنی دیگر آسیب می رساند.

در این فرایند مسائل حقوقی خانواده و حق و حقوقی که قانون در اختیار مرد می گذارد از پرداخت نفقه تا سایر مسائل مالی چگونه است؟ قبل از این که قانون مدونی باشد صیغه یاب را به استناد شریعت و آیات قرآن انجام می دادند و تا چهار زن عقدی را مجاز و شرعی می دانستند. سنت شیعه هم صیغه را بدون محدودیت صیغه یاب در تعداد زنان صیغه ای رایج کرد. اما به نوعی صیغه را هم می توان در زمره صیغه یاب به حساب آورد، گرچه به لحاظ قانونی حق و حقوق متفاوتی با عقد رسمی دارد. اما به لحاظ شرعی نوعی ازدواج مجدد با شرایطی متفاوت است. از زمانی که قوانین مدون شدند یعنی از اوایل دهه 1300 که قانون مدنی به نگارش در آمد و در سال 1307 که قانون مدنی نگاشته شده، به نوعی بر ازدواج مجدد و صیغه یاب صحه گذاشتند. گرچه در قوانین ما به صراحت به تعداد زنان عقدی اشاره نشده و جاهایی هم که به صیغه یاب اشاره شده از تعدادش ذکری به میان نیامده است. قانون حمایت خانواده در سال 1353 می گفت اگر مرد بخواهد زن دوم بگیرد باید از دادگاه اجازه بگیرد و رعایت هشت شرط را در این زمینه الزامی کرد. اما از این عبارت “زن دوم” که در این قانون آمده می توان این مفهوم را استنباط کرد که مرد نمی تواند “زن سوم و چهارم” بگیرد. اما لایحه حمایت از خانواده به “زن بعدی” اشاره می کند. این زن بعدی می تواند زن چهارم سوم یا هر چه باشد. تا سهمیه چهار زن عقدی هست مرد می تواند زن بعدی بگیرد که این امر به نوعی داشتن چهار زن عقدی را در قوانین رسمیت می بخشد.

از پرونده های دیگری که در مدت وکالت خود در این زمینه داشته اید بگویید. شش سال پیش پرونده ای داشتم که مردی هم زمان سه زن داشت. تاجر فرش بود و بسیار متمول و نمیخواست زنان از وجود هم آگاه شوند. اما این زنان با هم ارتباط بر قرار کرده بودند و طبق نقشه ای هر سه به همراه مرد به آلمان رفته بودند. در کشورهای اروپایی صیغه یاب جرم محسوب می شود، بر همین مبنا این سه زن در آلمان از مرد شکایت کرده و او را به زندان انداخته بودند. بعد هم با گرفتن طلاق هست و نیست مرد در آلمان را از او گرفته بودند. مرد بعد از بازگشت به دفترم مراجعه کرد تا وکالت دهد که هر سه زن را با هم طلاق بدهد. تصمیم داشت دست کم اموال خود در ایران را نجات بدهد. یک دادخواست طلاق در آن واحد داد و هر سه را با هم طلاق داد. این زنان به دلیل این که به حق و حقوق خودشان واقف بودند، این مرد را با تابعیت مضاعف آلمانی ایرانی اش به دام قانون آن مملکت انداخته بودند. همان طور که گفتم در بسیاری از کشورهای غربی صیغه یاب جرم است و این سه زن با استناد به همین قوانین اموال مرد را به حکم قانون از او گرفته و میان خود تقسیم کرده بودند. مرد، که در ایران هم اموال زیادی داشت، می گفت مهریه آن ها را داده ام و طلاق شان می دهم.

صیغه یاب رایگان
وضعیت صیغه یاب را در حال حاضر چطور می بینید؟ اگر در قدیم این روند فقط در قشر خاصی دیده می شد ولی متاسفانه در شرایط فعلی رو به گسترش است. در میان اساتید دانشگاه ها، روشن فکرها و هنرمندان و … هم دیده می شود. این جای سوال دارد. مثلا یک روشن فکر پر مدعای ایرانی را می شناسم که سن بالایی هم دارد و بعد از بیست و یک سال زندگی مشترک با همسرش اکنون با خانم جوانی آشنا شده و به زنش گفته، من می خواهم این زن را عقد کنم. تصمیم با خودت است، می توانی با من زندگی کنی و یا اگر نمی خواهی جدا شویم!

در بحث صیغه یاب بر مبنای شریعت شرطی گذاشته شده به نام رعایت عدالت و در ادامه همین مستندات ذکر شده که رعایت عدالت امکان ندارد. بنابراین به شکلی این کار را مکروه دانسته اند. آیا مکانیزم حقوقی برای این امر پیش بینی شده که اثبات شود مردی عدالت را رعایت کرده است یا نه و آیا بر همین اساس زنی که مورد ظلم واقع شده می تواند دادخواستی ارائه دهد و از این امر شکایت کند؟ در این صورت آیا قانون از او حمایت می کند؟

قبل از ازدواج، چون چیزی در قوانین پیش بینی نشده، قانون گذار تنها می تواند به استطاعت و تمکن مالی مرد تکیه کند و چیز دیگری نیست. عملا باید ازدواج اتفاق بیفتد تا در مورد رعایت یا عدم رعایت عدالت قضاوت شود. به فرض مردی به دادگاه مراجعه می کند و می گوید زن دارم و می خواهم زن دیگری بگیرم و این دارایی من است. رئیس دادگاه به دارایی مرد و داشتن یک زن واقف است اما از کجا می تواند بفهمد که مرد شرط عدالت را رعایت خواهد کرد یا نه و از نیت او هم خبر ندارد. در مورد عدالت قاضی تا چیزی به منصه ظهور نرسیده نمی تواند رعایت عدالت را احراز کند. اما در سند نکاحیه بندی هست که زن به موجب ازدواج مجدد شوهرش و عدم اجرای عدالت میان آنان می تواند درخواست طلاق کند یا الزام شوهر به اجرای عدالت را بخواهد. اما معلوم نیست قضات چه مواردی را برای اجرای عدالت مورد توجه قرار می دهند؛ آیا فقط به جنبه ی مالی قضیه استناد می کنند یا نه؟ چون بار معنوی را نمی توانند مد نظر قرار دهند. مدت زمانی هم که مرد با این زنان می گذراند باید یکسان باشد، اما این را قضات نمی توانند اثبات یا احراز کنند و بنابراین جنبه ای از قضیه تاریک و غیر شفاف است و مسائل عاطفی و همین طور مسائل معنوی و روحی روانی معطوف به این پدیده باید مد نظر قرار گیرد. بنابراین تشخیص خیلی سخت است. آقای بجنوردی هم در مصاحبه ای که با خانم بختیار نژاد داشت به همین نکته اشاره کرد و گفت اجرای عدالت کار بسیار سختی است و در مورد مسائل عاطفی و معنوی نمی شود آن را اثبات و یا احراز کرد. چون نمی توانیم عدالت را اجرا کنیم باید صیغه یاب ممنوع شود. برخی از بزرگواران که به مسائل زنان توجه دارند می گویند تفسیری که از آیات قرآن شده است تفسیری مردانه است و اگر با نگاه دیگری تفسیر می شد این تبعات را نمی داشت و، با توجه به اهمیت رعایت عدالت، ازدواج می بایست تک همسری می بود. در قانون پیش بینی شده که اگر عدالت رعایت نشود زن می تواند با اثبات آن طلاق بگیرد. اما این در صورتی است که ازدواج صورت گرفته باشد.

صیغه یابی اصفهان
اگر زنی پیش از ازدواج از قوانینی که در باره بحث ازدواج مجدد موجود است مطلع باشد و از ظرفیت های قانونی موجود بهره ببرد می تواند از این موارد پیشگیری کند. در مواردی که به شما مراجعه می شود چقدر به این موضوع برخورد می کنید؟ _ در مواردی که به من مراجعه می شود همیشه یک طرف است که حرفش را می زند و نمی توان با قطعیت اظهار نظر کرد، اما، مثلا، در یک نمونه، زنی به من مراجعه کرد و گفت که شوهرش در رودهن با یک دختر دانشجو ارتباط دارد و با او زندگی می کند. مرد، این زن و فرزندش را از خانه بیرون کرده بود و با همسر دیگرش در همان خانه زندگی می کردند. این زن می خواست مهریه اش را به اجرا بگذارد که دست کم بتواند بخشی از حق و حقوقش را استیفا کند. با اشک و ناله می گفت من زندگی را ساختم حالا چه باید بکنم. به او پیشنهاد توقیف مهریه دادم. شوهر چهل و هشت ساله این زن با دختری بیست و دو ساله زندگی می کرد و در مقابل این زن با فرزندش آواره شده بود. این جاست که باید به زنان آموزش داد که به واسطه این حق قانونی برای مردان، شما هم در حق همنوعان تان جفا نکنید. واقعیت این است که در بعضی موارد صیغه یاب آگاهانه انجام می شود. در بحث عدالت به عنوان نمونه مردی (سال 69) سه زن داشت و سه آپارتمان یک شکل هم برای زنانش ساخته بود و همه امکاناتی که در اختیار این زنان قرار می داد برابر بودند. وقتی به او گفتم ممکن است این زنان از نظر عاطفی دچار مشکل باشند، گفت من مهریه این ها را هم پرداخت کرده ام و هر وقت حرف زیادی بزنند دفتر طلاق و خدا حافظ شما. انگار که این زنان را خریده است و از آن ها استفاده می کند. این نگاه مالک بودن نسبت به زنان و بی توجهی به مسائل معنوی و عاطفی بسیار تحقیر آمیز است و قانون این قدرت را به مرد می دهد. صیغه یاب و مسائل حقوقی مربوط به آن بر مسائل مادی زنان هم تاثیر می گذارد. درآمد تقسیم می شود، محبت تقسیم می شود و امنیت روانی زنان به مخاطره می افتد. در شرایطی که زن استقلال مالی داشته باشد از نظر عاطفی صدمه می بیند و برخی از زنان هم از نظر اقتصادی و هم از نظر عاطفی ضربه می خورند. زنان همیشه نگرانند و خود را با هم مقایسه می کنند و به خاطر جلب توجه بیشتر تلاش می کنند در فرم لباس و مسائل ظاهری بیشتر مقبول باشند و این صدمه متوجه همه ی زنان مرد است. تا زنان اعتماد به نفس نداشته باشند و احساس توانمندی نکنند این مسائل به قوت خود باقی است. مثلا، در یک نمونه دیگر، زنی هست که دبیر است و خانه ی کوچکی هم دارد و حالا می بیند که شوهرش می خواهد زن دیگری بگیرد و قصد دارد او را طلاق بدهد. به هر شکل و شیوه ای متوسل شده است که طلاقش ندهد. به عناوین مختلف پرونده سازی می کند. بهانه اش هم این است که می خواهد بچه ها را از من بگیرد و می گوید می خواهم سایه ی مرد بر سرم باشد. مرد یک سال است که حتی یک کلمه هم با او حرف نمی زند و زن هنوز امیدوار است که آشتی کنند. این زن می گوید، اگر می خواهد برود و ازدواج کند اما مرا طلاق ندهد. خودش آپارتمان و ماهی ششصد هفتصد هزار تومان درآمد دارد، اما اعتماد به نفس ندارد و فکر می کند به هر قیمتی باید همسرش را نگه دارد. بازتولید این فرهنگ مردسالار که صیغه یاب را مجاز می کند به واسطه عدم اعتماد به نفس و نقش زنان در این خصوص هم هست. این را دیگر نمی شود تنها به مسائل مادی ربط داد. ضعف عاطفی و فکری باعث می شود که زن مورد سوء استفاده بیشتری قرار گیرد.

صیغه یابی,صیغه یاب,صیغه یابی تلگرام,صیغه یابی مشهد,صیغه یابی در ,یاب رایگان تلگرام,صیغه یاب رایگان,صیغه یابی اصفهان